<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تحریر - مرجع موسیقی کلاسیک پارسی</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/</link>
<description>دانلود - اخبار - مقاله - نقد و بررسی موسیقی سنتی ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 01 Oct 2009 12:47:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یکـــهـفـتـه بعــد از مــرگ مشــکاتیـــان ...</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Meshkatian-Dehdezi.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خبر کوتاه بود و اثر جانکاه. آن‌چنان
جانکاه که نه چشم را قدرت گریستن، نه دست را یارای همراهی چشم. مات و
مبهوت بر گوشه‌ای نشسته و خسته؛ []، ندا و منادی [] دیگری را به سوگ
نشسته‌ایم. گواین‌که این سوگ از لونی دیگر بود. پرویز مشکاتیان حافظ و
حافظه زمانه، خالق آوا و نواهای حماسی و عارفانه ما درگذشت. به راستی
مشکاتیان حافظ زمان بود. گرچه حضور حافظ و مولوی در هر عصری، ممکن نیست،
اما مشکاتیان را باید از تبار حافظان، مولویان و عطاران دانست. بدا به
حالا ما که میراثمان میراث‌دار سنت عطاران و قلندارنی چون عطار، حافظ و
مشکاتیان نیست. خوشا به حال عطار که مجمعی از نوا و آواهای عارفانه را پیش
خویش گرد آورده است. &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;باور نمی‌توان کرد که مشکاتیان را که
سال‌ها بر تاریخ بی سو و چراغ ما، نور و روشنی ‌تابانید، حال خود در انزوا
و تاریکی، بی سو و چراغ شود و رخت مرگ بپوشد. در سوگ بزرگانی چون مشکاتیان
قاعدتاً باید گفت، وی نمرده است: آنچنان کرد و از آن افزون که گفت / او
بخفت و بخت و اقبالش نخفت. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اما با تأثر باید گفت که باید فاتحتی بر میراث معنوی کسی چون مشکاتیان
خواند. چون میراث ما را توان حمل چنین بار امانتی را نیست که نیست. گویا
ما را باید پاسدار و پاسبان شریعت و ولایت باشد. از سویی دیگر بدلیی هم
برای مشکاتیان نتوان یافت. تاریخ سی ساله را باید تاریخ امتناع و انقطاع
بارش، زایش و آفرینش‌گری نامید. فعلاً سخن از حیات و ممات وجودی خود ماست،
تا بعد را چه پیش آید. مولوی گوید: از هزارن تن یکی زین صوفی‌اند / باقیان
در دولت او میزیند. باید به مولوی گفت که حتی امکان زیست در دولت بزرگان
هم بر ما هموار نیست. از زبان بامداد باید گفت:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نه دود از کومه‌ای برخواست از ده&lt;br /&gt;
نه چوپانی به صحرا دم به نی داد&lt;br /&gt;
نه گل روید نه زنبور پر زد &lt;br /&gt;
نه چوپان بیابان دم به نی داد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا حافظ:&lt;br /&gt;
گوی توفیق کرامت در میان افکنده‌اند&lt;br /&gt;
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد&lt;br /&gt;
آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ پی کجاست&lt;br /&gt;
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد&lt;br /&gt;
زهره‌سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت&lt;br /&gt;
کس ندارد ذوق مستی می‌گساران را چه شد&lt;br /&gt;
صد هزاران گل شکفت و بانگی مرغی برنخواست ...&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مرگ مشکاتیان تنها
سوگواری بر مشکاتیان نبوده و نیست که اعلام مرگ وجودی و هستی تاریخیت و
هویت ما است. سرنوشت نگون‌بختانه‌ای است که گریبان هر کسی که سر در عالم
معنا دارد را خواهد گرفت. آتشی است که خانه و کاشانه همه ما را خواهد
سوزاند: «آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت». هر چقدر دردمندتر مرگی
درددناک‌تر و غمگنانه‌تر. دو سه سال پیش بود که یکبار به مرحوم مشکاتیان
عرض کردم که استاد چرا مانند بسیاری از دوستانتان از ایران نمی‌روید!
گفتند من به‌رغم اینکه شهروندی چند کشور را دارم، اما من ایرانی هستم.
آن‌قدر ماند که به تعبیر شاملو چراغش در همین خانه بسوخت.&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Meshkatian-Dehdezi2.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پنج‌شنبه گذشته مراسم تشییع پرویز
مشکاتیان در تالار رودکی چندان متناسب با شأن و منزلت وی برگزار نشد.
البته بنده از نزدیکان مرحوم شنیده بودم که مشکاتیان به هیچ روی قائل به
برگزاری این دست مراسم‌ و تشریف‌ها نبوده است و حتی وصیت کرده بودند که
مراسمی برای وی نگیرند! &lt;br /&gt;
به هر روی، این مراسم نشان داد که ما نه تنها زنده‌پرست که مرده‌پرست هم
نیستیم. البته با مردم عادی که شاید مناسبت چندانی با مشکاتیان نداشته
باشند، سخنی نیست. از قضا آنان مشاعیت‌کننده بسیار خوبی بودند. به موقع
سکوت و به موقع اعتراض خود را از وضعیت حاکم بر فرهنگ بیان ‌کردند.&lt;br /&gt;
به ویژه زمانی که معاون هنری وزارت فرهنگ، پشت تریبون قرار گرفت که حرکت
مردم کام خودنمایی را بر وی زهر کرد. آخر این‌جناب معاون کجای دایره قرار
می‌گیرند! غیر از این‌که به واسطه زد و بند با برخی از اعضای خانه موسیقی،
ایشان چنین حقانیتی برای خویش قائل شد! حضرات خانه موسیقی مرقوم
می‌فرمودند: دیگر اعضای اصحاب کیهان مانند هرندی، حسینی، احمدی و غیره هم
دعوت می‌کردند، تا کلکسیون تکمیل می‌شد! از همه دردناکتر قسمی بود که مجری
برنامه برای آرامش مردم به روح مشکاتیان داد. ایشان یعنی مجری برنامه اگر
خود دلیل، منطق و حتی حقیقتی بر آرام‌نمایی مردم داشتند، چرا خود را سپر
بلا قرار نداند که روح مشکاتیان را شاهد گرفتند! ایشان در زمان حیات
مشکاتیان چه رابطه‌ای با ایشان داشتند که حال بعد از موت مشکاتیان، با
روحشان مرتبط شدند! البته نگارنده در بند احضار روح نیستم، اما روح
مشکاتیان هیچ‌گاه آنقدر راحت نبود که زمان اعتراض مردم. شاید مجری هم از
این کام بی‌نصیب نبودند! این معاون وزیر به استقبال این شعار مردمی رفتند
که ما همه با هم هستیم: من هم مانند شما هستم. خوب اگر چنین ادعای درست
بود بجای رجزخوانی در سکوی تالار، به میان مردم می‌رفتند، نه با چند فقره
خدم و حشم با سلام و صلوات بر آستان ولایت، مجلس سگواری را به مجالس
تزویرآلود [] دولتی تشبیه کنند. [...]&lt;br /&gt;
با وزیر و وکیل کاری نیست. از زبان حافظ باید از همسخنی با اهل ریا دور
باد! اما برگزارکنندگان این برنامه گویا با مشکاتیان خصومت دیرینه داشتند
که این چنین به برگزاری برنامه پرداختند! مجری برنامه نگارنده را یاد یکی
از شومن‌های پیش از انقلاب انداخت که قابلیت برگزاری هر نوع برنامه جشن و
عزا و ... را داشت. از نکات شخصیتی ایشان ذوب‌زدگی ایشان در آستان ولایت
شجریان است. در میان بهت‌زدگی مردم، ایشان بدون هیچ مقدمه‌ای گفتند که سلطان
یا خسرو آواز ایران هم در کنسرتی در فرانسه یک دقیقه سکوت اعلام فرمودند.
همان موقع بود که ایشان بغضش فوران زد و گریه‌ای برای شجر یا مشکات‌ یان کرد!&lt;br /&gt;
یکی از صاحبان عزا که باز هم ارتباط ایشان با مشکاتیان بر کسی معلوم نشد!
پیراهن مشکی خویش را مانند همیشه در صحنگان آستان ولایت، بیرون انداخته و
تسبیحی هم از روی تزویر بر دستش گرفته بود. دائماً جلوی سکو به علامت گریه
خویش را به بالا و پایین می‌انداخت. نوازنده دیگری که به واسطه اختلاف با
مشکاتیان، مشکاتیان را حاضر به همکاری با نوازنده‌ای نازل‌تر کرد، خود را
هم دانشگاهی و از کودکی دوست مشکاتیان خواند! آن بالا خبرهایی بود. هر کسی
در پی اثبات رابطه خویش با مشکاتیان بر آمد. مجلس تزویر و ریا انداخته
بودند. خبری از مشکاتیان نبود. دیگری فاضلانه یک پا برروی زمین و با فشار
یک پا به سکو داشت که شاید از این سفره وی را هم نصیبی شود!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; align=&quot;right&quot; vspace=&quot;0&quot; hspace=&quot;5&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Meshkatian-Dehdezi3.jpg&quot; /&gt;تنها
درویشی بود که سخنانی از جنس حق و حقیقت گفت. بسیار رندانه و البته از روی
شجاعت گفت که مشکاتیان نمرده که به قتل رسیده و و قاتل آن یک نفر نیست که
شرایطی است که موجب مرگ وی شده است. اتفاقاً شب قبل از این برنامه با برخی
از اهالی هنر مانند استاد ملک مسعودی و چند تن از هنرمندان اصفهانی، همین
نکته را عرض کردم. استاد درویشی گفتند که بگردید قاتل آن را پیدا کنید.
ایشان به نکاتی دست گذاشتند که بنده در همین جا به برخی از آن‌ها دست
می‌گذارم. جناب درویشی گفتند که ما نخستین ارکستر سمفونیک را در 70 سال
پیش داتشتیم. اما الان ...&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;باید گفت جناب درویشی
یکی از عوامل این فقدان خود شما بودید. کسی که روزگاری کنار مرتضی حنانه
می‌آموخت و رپرتوار ارزشمندی را رغم زد، حال بجای نشستن در کنار حنانه در
کنار .... می‌نشیند. خود درویشی مگر نبود که ما و غرب را نگاشت و ارکستر
سمفونیک را محصول فرآیند غربی خواند. شما بودید که دست از آهنگسازی
ارکستراسیون شستید و در یک نهاد مشکوک که ضدیتی دیرینه با موسیقی داشت،
اولیتهای موسیقی را فراموش کردید و در راستای سیاست‌های آنان قدم گذاشتید.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
از دولت[] انتظاری بیش از این نیست. انقلاب ایران یک انقلابی اگر نگوییم
ضد هنر که ضد موسیقی بوده است. اما آیا ما خود چقدر پاسبان و پاسدار این
فرهنگ بوده‌ایم! ایشان گفتند که چرا باید پس از برگزاری کنسرت سرپرست گروه
خود را سرزنش کند که چرا ...! حساب حکومت و دولت را جدا می‌کنیم. اما آیا
در این چند سال وزارت فرهنگ تنها متصدی برگزاری کنسرت بوده است! مگر خانه
موسیقی در سالیان اخیر متصدی برگزاری کنسرتها نبود! این مسئولیت متوجه
خانه موسیقی است. آنها هستند که باید پاسخگو باشند. خانه موسیقی تنها خانه
چند نفر از اهالی محدود موسیقی به ویژه چند استاد طراز اول موسیقی شده
استاد شجریان و ... است. تا جایی که پاسخ حملات رسانه‌ها را بجای شجریان،
خانه موسیقی می‌دهد. رای مادر شجریان مراسم ختم می‌گرید و ... خانه
موسیقی آیا بین گروه‌های ناآشنا و و جوان با گروها صاحب‌نام تفاوتی
می‌گذارد! مگر خانه موسیقی نباید خانه موسیقی ملت باشد! خانه موسیقی
پاسخگو باشد که در این چند سال، تمهیدات چند کنسرت را مهیا کرده است! 
چقدر گروها پس از برگزاری کنسرت راضی بودند!&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
همین کنسرت آخر گروه عارف، به سرپرستی مشکاتیان که خانه موسیقی و کانون
عارف (این دو معلوم نیست چه ربطی به هم دارند!) برگزار کرد، یکی از
کنسرتهایی بود که کمر استاد مشکاتیان را خم کرد. آقای حسن ناهید و کیوان
ساکت شما بگویید که چه حقی از مشکاتیان و گروه عارف تضییع شد! یادتان هست
که وقتی مشکاتیان داشت شرح کلاه‌برداری عده‌ای را توضیح می‌د‌‌‌اد چه بسرش
آمد! مانند میتی شده بود که تنها نفس‌های مقطع می‌کشید. آقای ساکت شما
بگویید! آقای ساکت مرحوم مشکاتیان به شما اطمینان داشت، چرا حال پس از فوت
دوستتان سکوت کرده‌اید! حال باید میدان آنقدر خالی باشد که حال آنان صاحب
عذا شوند و شما کناری بنشینید. جلوی دوربین قرار بگیرید و خدمات پیدای
مشکاتیان را شرح دهید! اینکه واضح است. یادتان هست دیگر خانه موسیقی بعد
از کنسرت عارف با ناظری چه بر سر مشکاتیان آوردند و شما سکوت را شکستید و
مقاله‌ای در حقانیت مشکاتیان نگاشتید! حال چه!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
استاد شجریان پیش از کنسرت آخرین گروه عارف از اصفهان با مشکاتیان صحبت
کردند و گفتند آقای مشکاتیان من شما را قسم میدهم که با خانه موسیقی برای
برگزاری کنسرت همکاری نکنید. اینها شما را بدبخت خواهند کرد. مشکاتیان با
علم به افتادن به این مخمصه، دوباره به برخی از نادوستان صادقانه دست
ارادت داد و دیدم چه بر سر و دست مشکاتیان آوردند. حتی مجله شهروند را
بازخواست کردند که چرا اعتراض مشکاتیان را به این مسئله درج کرده‌اند!
آقای علیزاده شما آدم رسانه‌ای نبودید به شما چه وعده‌ای دادند که در
روزنامه جام جم با یکی از سرشاخه‌های خانه موسیقی گفتگو کردید و مشکاتیان
را به سخره گرفتید! حال در سکوی تشییع لاف صاحب عزایی، هم‌خانگی و ... را
می‌زنید! استاد مشکاتیان درباره این جریان گفت من با حسین دوست صمیمی بوده
و هستم، اگر غیر از حسین کس دیگری بود جواب دندان‌شکنی به وی می‌دادم. دل
مشکاتیان از جریان رسانه‌ای شما و تواما خانه موسیقی به درد آمد. آقای
علیزاده مگر شما از مسائل پشت پرده این کنسرت با خبر بودید! ای دوست چو بر
جنازه دوشمن می گذری / خنده مکن که بر تو هم همین ماجرا رود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
البته من خویش را نمی‌بخشایم که خود از کسانی بودم که مشکاتیان را در آن
شرایط رنجاندم. من از مخالفان سرسخت همکاری وی با خانه موسیقی بودم و
نتایج این همکاری را به ایشان انذار داده بودم. مسائل پشت پرده و
توئطه‌گری پشت کنسرت را بر ایشان فاش کردم. اما ایشان به واسطه آن دست
مودتی که داده بودند عقب ننشستند. اما زمانی خود پی به ماجرا بردند که دیر
شده بود. کاری با وی کردند که حتی امکان اعتراض را بر وی سلب کردند. آقای
ساکت بیش از این ساکت ننشینید و ماجراهای کنسرت اخیر را بگویید.&lt;br /&gt;
از این موضوع میگذیم. گفتیم کاری با این [] استبدادزده نداریم. مشکاتیان
را بیش از این که سیاستهای ضد هنری دولت به این وضع بکشاند. غرض‌وری و
مرض‌ورزی اهالی موسیق به این وضعیت کشانید. البته حساب آقای درویشی پاک
است.&lt;br /&gt;
آقای درویشی؛ شما از رابطه مشکاتیان با برخی از خوانندگان باخبر بودید. به
عقیده شما یکی از عوامل انزواگزینی مشکاتیان همین سالاریگری خوانندگان
نبود. البته عمده خوانندگان معاصر از آب یک سرچشمه سیراب شده و میشوند.
آقای محسن کرامتی یادتان هست که وقتی استاد مشکاتیان دگرباره آهنگ الا یا
اهی الاساقی را برای بسطامی تنظیم کرده بودند چه پیغامی از استاد شجریان
برای بسطامی بردید که ایشان این آهنگ را نخواندند! &lt;br /&gt;
یادمان نرفته که یکی از خوانندگان خوش نام، مرحوم بسطامی را به واسطه
همکاری با مشکاتیان از کلاس اخراج کردند. بعد گفتند که ایشان فلان مشکل
اخلاقی را دارند گویا تنها ملائکه در کلاس این استاد آمدوشد داشتند!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Meshkatian-Dehdezi4.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آقای جهاندار پس از نوار صبح مشتاقان
قرار بود اثری را با مشکاتیان اجرا کنند، چه کسی دو ماه قبل از کنسرت مانع
اجرای این برنامه شد! آقای جهاندار در گفتگویی با روزنامه شرق گفت: برای
من رابطه با استادم مهمتر از اجرای این برنامه بود. به ملازمان استاد که
رساند این دعا را!&lt;br /&gt;
آقای جهاندار شما دست مشکاتیان را در حنا گذاشتید و رابطه خود را به هر
چیزی ترجیح دادید. شما می‌دانید که مشکاتیان چه ضربه‌ای را پس از این
ماجرا متحمل کرد! مشکاتیان میگفت من همان زمان هنگام اجرای صبح مشتاقان در
استدویو از دست خواننده شاکی بودم، بعد ماجرا هم ادامه داشت. آقای جهاندار
خودتان گفتید نظر استاد موجب شد که من هیچ کار نکنم . موفق نباشم. من مثل
پسر استادم.&lt;br /&gt;
آقای مظفر شفیعی شما سخن بگویید! شما چرا پس از 40 سال خوانندگی هیچ کاری نکردید! &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
با مشکاتیان کاری کردند که خود مشکاتیان در خلوت خود با آه و حسرت آثار خود را با صدای خویش بخواند. مشکاتیان انسانی درویش مسلک و دارای استغنای ذاتی بود. برای آثار خویش هیچ
ارزش مادی و دنیایی قائل نبود. یکبار در منزل ایشان بودیم که کسی پرسید
درآستان جانان ... ! گفت اصلاً من نمیدانم آستان جانان چه بود و چه
نواختم! فرد مقابل گفت میشود این اثر را بشنوییم گفت متأسفم که هیچ
نسخه‌ای از این اثر ندارم. متأسفانه استاد مشکاتیان پس از اختلاف با یکی
از خوانندگان حقوق مادی و معنوی بخش عمده آثار خویش را به خواننده واگذار
کرد. این قطعنامه ننگین بماند برگ زرینی در میراث خواننده‌سالاری و
خواننده‌سالاران. معلوم نیست که این آثار انتشارنایافته که در زمان حیات
ایشان هیچ انتشار نیافت، پس از فوت وی چه سرنوشتی خواهد یافت!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 12:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیام تسلیت سید محمد خاتمی به مناسبت درگذشت پرویز مشکاتیان</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;TR height=&quot;15&quot;&gt;&lt;TD class=title_page colspan=&quot;3&quot;&gt;&lt;TR height=&quot;5&quot;&gt;&lt;TD colspan=&quot;3&quot;&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;TR&gt;&lt;TD class=text align=&quot;right&quot; valign=&quot;top&quot;&gt;سید محمد خاتمی با صدور پیامی درگذشت استاد نامدار و صاحب سبک عرصه موسیقی و فرهنگ ایران زمین، استاد پرویز مشکاتیان را به جامعه هنری، علمی و فرهنگی کشور و خانواده مکرم مشکاتیان تسلیت گفت. متن پیام بدین شرح است:&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE style=&quot;MARGIN-LEFT: 0px&quot; dir=rtl&gt;
&lt;P align=justify&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;BR&gt;هنرمند نامدار و توانا و متواضع، استاد مشکاتیان از میان ما رفت و به دیدار پروردگار شتافت و اصحاب هنر و فضیلت و دوستداران ایران و فرهنگ بارور ایرانی – اسلامی را داغدار کرد.&lt;BR&gt;”دستان“ سرای توانا اینک به تاریخ پیوسته است، ولی یاد و نام او و آثار گران سنگش سرمایه بزرگی برای همه فرهنگ دوستان و هنر شناسان و خداپرستان انسان دوست است.&lt;BR&gt;من این مصیبت را به جامعه هنری، علمی و فرهنگی کشور و به خانواده مکرم او از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم و از خدای قادر متعال برای روان بلندش آمرزش و رحمت گسترده طلب می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/khatami-meshkatian.gif&quot;&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 13:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش تصویری اختصاصی «تحریر» از مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1421.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;150&quot; width=&quot;113&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;حسین علیزاده&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1421.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1459.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;150&quot; width=&quot;113&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;پشنگ کامکار&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1459.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1404.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;داریوش پیرنیاکان&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1404.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1498.jpg&quot;&gt;&lt;img height=&quot;150&quot; width=&quot;113&quot; class=&quot;style1&quot; title=&quot;محمدرضا درویشی&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1498.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1424.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;حسن ریاحی&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1424.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1393.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; height=&quot;150&quot; width=&quot;113&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;علی جهاندار&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1393.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1422.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;همایون شجریان و حمیدرضا نوربخش&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1422.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1423.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;داود گنجه‌ای&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1423.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot;&gt; &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1427.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;دکتر محمد سریر&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1427.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1429.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;مرتضي كاخي&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1429.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1435.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;عبدالحسین مختاباد&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1435.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/IMG_1411.jpg&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; title=&quot;حمیدرضا نوربخش&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/Tashyi-Jenaze/thumbnails/IMG_1411.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;» &lt;a href=&quot;http://tahrir.blogfa.com/post-201.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;برای مشاهده‌ی ادامه‌ی عکس‌ها کلیک کنید.&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 14:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرویز مشکاتیان درگذشت ...</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Meshkatian/yaran-ra-che-shod.png&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;« مجموعه سخن ها، مطالب و اخبار پس از رحلت زنده یاد پرویز مشکاتیان »&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;// اخبار:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1405689&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;پرويز مشكاتيان از دنيا رفت&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310719&quot; target=_blank&gt;پيكر «پرويز مشكاتيان» پنج‌شنبه به خاك سپرده مي‌‌شود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310944&quot; target=_blank&gt;دعوت انجمن موسيقي از جامعه هنري براي تشييع پيكر مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1406287&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;براي درگذشت پرويز مشكاتيان، شجريان و گروه شهناز در اجراي پاريس يك دقيقه سكوت كردند&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310235&quot; target=_blank&gt;درگذشت مشكاتيان؛ تيتر يك 18 روزنامه‌ سراسري&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951128&quot; target=_blank&gt;پیکر پرویز مشکاتیان پس از تشییع برای خاکسپاری به زادگاهش نیشابور منتقل می شود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;SPAN dir=rtl id=Newsdetails2_lblTitle class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951195&quot;&gt;شعر بی واژه مشکاتیان منتشر می شود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807010325&quot;&gt;به دليل علاقه شخصي مشكاتيان به عطار؛ «پرويز مشكاتيان» شنبه كنار آرامگاه عطار به خاك سپرده مي‌شود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;SPAN dir=rtl id=Newsdetails2_lblTitle class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951197&quot;&gt;ویژه برنامه رادیویی به یاد مشکاتیان پخش می شود&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1407324&amp;Lang=P&quot;&gt;نام‌گذاري بيست‌وپنجمين جشنواره‌ي بين‌المللي موسيقي فجر با عنوان يادواره‌ي پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1406684&amp;Lang=P&quot;&gt;سوئيت سمفوني «مقاومت» با يك دقيقه سكوت براي «مشكاتيان» به صدا درآمد&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=79027&quot;&gt;گزارش ایلنا/ تشييع پيكر عطار موسيقي ايران در فضايي كه همه انتقاد مي كردند / چه كسي قدر هنرمندان از دست رفته را مي‌داند&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://ilna.ir/AKS.aspx?id=79041&quot;&gt;گزارش تصويري/ مراسم تشييع پيكر پرويز مشكاتيان  &lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=952089&quot;&gt;گزارش مهر/ مردم هنردوست &quot;چاووش وطن&quot; را بدرقه کردند&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=952054&quot;&gt;گزارش تصویری/ مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد پرویز مشکاتیان ـ 1&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=952072&quot;&gt;گزارش تصویری/ مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد پرویز مشکاتیان ـ 2&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=952071&quot;&gt;گزارش تصویری/ مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد پرویز مشکاتیان ـ 3&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1407309&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش ایسنا/ پرويز مشكاتيان در سكوت بدرقه شد / «غم زمانه خورم يا فراق يار كشم؟»&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1407335&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش تصويري/‌١ مراسم تشييع پيكر پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1407337&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش تصويري/۲ مراسم تشييع پيكر پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807020265&quot;&gt;گزارش فارس/ پيكر «پرويز مشكاتيان»به سوي نيشابور تشييع شد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8807020368&quot; target=_blank&gt;گزارش تصويري مرتبط&lt;/A&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807040635&quot;&gt;پيام تسليت خانه موسيقي براي درگذشت «مشكاتيان»&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807040456&quot;&gt;نت‌هاي گروه طلوع براي پرويز مشكاتيان نواخته مي‌شود&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1406775&amp;Lang=P&quot;&gt;يك پژوهشگر يزدي: «پرويز مشكاتيان» در آثارش دغدغه‌هاي اجتماعي مردم را راه مي‌داد&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;SPAN dir=rtl id=Newsdetails2_lblTitle class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=952878&quot;&gt;مشکاتیان در کنار عطار آرام گرفت&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807041167&quot;&gt;اسطوره سنتور ايران در جوار عطار نيشابوري آرام گرفت (به همراه گزارش تصویری)&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1408039&amp;Lang=P&quot;&gt;اهالي نيشابور و هنرمندان در حال بدرقه‌ي پيكر مشكاتيان هستند&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1408545&amp;Lang=P&quot;&gt;«پرويز مشكاتيان» در جوار آرامگاه عطار آرام گرفت&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1408572&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش تصويري/‌١ مراسم خاكسپاري پرويز مشكاتيان در جوار آرمگاه عطار - نيشابور&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1408575&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش تصويري/‌٢ مراسم خاكسپاري پرويز مشكاتيان در جوار آرمگاه عطار - نيشابور&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=97110&quot;&gt;انبوه نيشابوريان در تشييع پيكر مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807050798&quot;&gt;مراسم يادبود «پرويز مشكاتيان» در تهران برگزار مي‌شود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807050580&quot;&gt;پيام «حسن كسايي» براي درگذشت «مشكاتيان»&lt;/A&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=953556&quot;&gt;مراسم گراميداشت مشكاتيان در زادگاهش برپا شد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=953289&quot;&gt;گزارش تصویری/ مراسم خاکسپاری پرویز مشکاتیان در نیشابور&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl class=news_title name=&quot;lblTitle&quot;&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807050698&quot; target=_blank&gt;گروه «نواي مهر» آثار مشكاتيان را مي‌نوازد&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1408583&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;با سخنراني ساكت، عليزاده و اجراي «همايون شجريان»، مراسم يادبود «پرويز مشكاتيان» در نيشابور برگزار شد&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;» &lt;A href=&quot;http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=80335&quot;&gt;گزارش ايلنا/ مراسم بزرگداشت پرويز مشكاتيان برگزار شد؛ شجريان: داغ مشكاتيان ما را كلافه كرده است &lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1411068&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش ایسنا/ شجريان در مراسم يادبود پرويز مشكاتيان: الگوي زندگي مشكاتيان «خيام» بود و سرانجام به معشوقش رسيد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807080194&quot;&gt;گزارش فارس/ شجريان: الگوي زندگي «مشكاتيان» انديشه خيام بود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1410927&amp;Lang=P&quot;&gt;گزارش تصويري ایسنا/ مراسم يادبود مرحوم استاد پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://nimroozonline.com/content.aspx?id=2703&quot;&gt;گزارش تصویری از سایت نیم روز/ مراسم يادبود مرحوم استاد پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=955538&quot;&gt;گزارش تصویری مهر/ مراسم يادبود مرحوم استاد پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;// مقالات:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;» &lt;A href=&quot;http://delawaz.info/post-327.aspx&quot;&gt;عشق در دل ماند و یار از دست رفت (وبلاگ دل آواز)&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.kolinameh.blogfa.com/post-22.aspx&quot;&gt;روز وصل دوستداران یاد باد ... (هوشنگ فراهانی)&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1405694&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;مروري بر زندگي پرويز مشكاتيان و تصنيف‌هاي ماندگارش&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=96755&quot; target=_blank&gt;«خزان» شاخ مضراب؛ سيد ابوالحسن مختاباد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://awaz.ir/post-206.aspx&quot; target=_blank&gt;سنتوری که خاموش شد / مروری بر زندگی و آثار پرویز مشکاتیان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.harmonytalk.com/id/2330&quot;&gt;مشکاتیان را تنها باید شنید / پیمان سلطانی&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://hosein-alishapour.blogfa.com/post-61.aspx&quot;&gt;مرگ مشکاتیان ، غصه ی تلخ تزلزل های ما ... (حسین علیشاپور)&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://homayounshajarian.blogfa.com/post-226.aspx&quot; target=_blank&gt;قاصدک موسیقی ایران پرواز کرد/ بامداد فتوحی&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;//  پیام‌ها و سخن‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1405807&amp;Lang=P&quot;&gt;پيام تسليت انجمن موسيقي ايران براي درگذشت پرويز مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310854&quot; target=_blank&gt;بنياد فرهنگي هنري رودكي درگذشت مشكاتيان را تسليت گفت&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951122&quot; target=_blank&gt;خزاني زود هنگام به موسيقي ايران زد؛ پيام معاون امور هنري ارشاد به‌مناسبت درگذشت مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310518&quot; target=_blank&gt;او يكي از تأثيرگزارترين هنرمندان سه دهه اخير بود... پيام تسليت مديركل دفتر موسيقي ارشاد به‌مناسبت درگذشت مشكاتيان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310374&quot; target=_blank&gt;مجید انتظامي: همانند «مشكاتيان» ديگر وجود ندارد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=950658&quot; target=_blank&gt;هوشنگ کامکار: سکوت ابدی مشکاتیان باور نکردنی است&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=950559&quot; target=_blank&gt;داریوش پیرنیاکان: مشکاتیان اعجوبه ساز سنتور بود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=950551&quot; target=_blank&gt;داود گنجه ای: ایران یکی از با ذوق ترین هنرمندان موسیقی را از دست داد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=950925&quot; target=_blank&gt;میلاد کیایی: مشکاتیان سنتور نوازی را متحول کرد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310502&quot; target=_blank&gt;کیوان ساكت: «مشكاتيان» درختان برومندي در موسيقي ايران پرورش داد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=950722&quot; target=_blank&gt;حمیدرضا نوربخش: مشکاتیان خالق بهترین تصنیف های سه دهه گذشته بود&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310963&quot; target=_blank&gt;سجادي: مشكاتيان، سعدي موسيقي روزگار ماست&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=950753&quot; target=_blank&gt;حسن ناهید: مشکاتیان با آثارش به مخاطبان احترام می گذاشت&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806310932&quot;&gt;مشكاتيان براي من هرگز نمي‌ميرد / حمید متبسم &lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951397&quot;&gt;سعید فرجپوری: برخی مسئولان باعث گوشه گیری مشکاتیان شدند&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951330&quot;&gt;گلی که پرپر شد / کامبیز روشن روان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951493&quot;&gt;علیرضا قربانی: &quot;شیوه مشکاتیانی&quot; الگوی نسل جوان موسیقی ایران است&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=951614&quot;&gt;ناله ساز در فراق پرویزها / درویش رضا منظمی&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.delawaz.com/fa/concerts-news/9-news/263-ostad-meshkatian.html&quot;&gt;برای پرویز مشکاتیان / محمدرضا شجریان&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=952186&quot;&gt;شهرام ناظری: چهره های برجسته موسیقی تکرار ناپذیرند&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-13-pid-98.html&quot;&gt;فریدن خلعتبری: تحليل و بازنگري آثار مرحوم مشکاتيان، مي تواند در حيات علمي هنرمندان عرصه موسيقي موثر باشد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;» &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807080186&quot;&gt;محمدرضا لطفي: با درگذشت «مشكاتيان» اهل موسيقي در بهتي عظيم فرو رفت &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 15:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحول و تکاملی در تمبک‌نوازی</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/Rajabi/rajabi-duet0.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱- گفت‌وگوی چپ و راست به عنوان دونوازی تمبک، عنوان اثری است که دو سال پیش توسط انتشارات ماهور عرضه شد. نگارنده از نخستین معرفان این اثر در جامعه مطبوعاتی و همچنین از کسانی بوده که بر ضرورت انتشار اثر تأکید کردم. نکته بارز در تاریخ موسیقی ایرانی اینکه این اثر، دو سال پیش، به عنوان یکی از پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی در سال بود. مؤلف این اثر بهمن رجبی کسی که قریب به 40 سال در عرصه نوازندگی تمبک صاحب اثر و تأثیر فراوانی است. حتی می‌توان تأثیر وی در تکامل تمبک را در جوار کوشش‌های حسین تهرانی و چه بسا فراتر از آن خواند. تمامی آثار وی در چهل سال گذشته، هرکدام سرفصلی در تاریخ تکامل تمبک‌نوازی محسوب می‌شوند. دو نوازی تمبک (از بهمن رجبی) اثری بسیار تأثیرگذار است که از دهه 60 به بعد، وی آن را تدوین و با نوازندگان درجه یک تمبک مانند ناصر فرهنگ فر، محمود فرهمندبافی و ... اجرا کرد. رجبی هیچ کدام از این اجراها را به ویژه اجرای با فرهنگ‌فر را اجرایی شاخص نمی‌داند؛ در عوض اجرای با مزدک رجبی را از اجرای مهم این قطعه در آن سال‌ها یاد می‌کند. در ده سال اخیر هم نوازندگان فراوانی این قطعه را اجرا کردند که پس از آن هرکدام به عنوان نوازنداگان برجسته تمبک در موسیقی ایران معرفی شدند، از آن جمله: احمد مستنبط، فربد یدالهی، حمید قنبری و پدارم خاورزمینی، هرکدام از جمله نوازندگان قدر تمبک محسوب می‌شوند. به عقیده نگارنده (که شاید عکس نظر بهمن رجبی باشد)، اجرای فربد یدالهی چه در آلبوم و به ویژه اجرای تایوان (که بخشی از اجرای آن را نگارنده شنیده و دیده است)، از جمله اجراهای منقح از این اثر محسوب می‌شوند. &lt;BR&gt;2 - از این موضوع می‌گذریم و به اجرای جدید این اثر می‌پردازیم. گفتنی است که این اثر از جمله قطعات فاخر تمبک‌نوازی محسوب می‌شود که هم جنبه اتودیک (آموزشی) و هم جنبه استتیک (زیبایی‌شناسی) دارد. عمده دوئت‌هایی که برای نخستین بار برای یک ساز نگاشته می‌شوند؛ عمدتاً کمتر جنبه استتیک دارند. به عنوان مثال دوئت سنتور حسین دهلوی اثری است که وجهه اتودیک آن برجسته‌تر است. اما دوئت تمبک رجبی حاوی هر دو عنصر اتودیک و استتیک است. نکته دیگر اینکه در اجراهای مختلف این اثر، رجبی این آزادی عمل را به نوازنده دوم می‌دهد که ابتکارات و مطالب جدیدی را به این اثر بی‌افزاید. در واقع اجراهای مختلف از طرح رجبی، برداشتی معاصر و چه بسا اثری متفاوت از اصل محسوب می‌شود. بهمن رجبی در یک ماه اخیر، به همراه رضا  خراشادی، دو اجرا از این اثر داشتند که به عقیده نگارنده نقطه عطفی در تاریخ موسیقی ایرانی محسوب می-شود. تکامل شگرفی که رجبی در تمبک ما به وجود آورد؛ تجسم ملودی توسط تمبک هنگام اجرای قطعه به همراهی ساز یا ارکستر است. در گذشته اوج همراهی تمبک با ساز و یا ارکستر نگه‌داری پایه و ضرب محسوب می‌شد. اما حرکت رجبی، تجسم ملودی در هنگام همراهی ملودی بوده است. اما اجراهای متأخر رجبی، نشان داد که یک تمبک نه تنها می‌تواند تجسم‌کننده ملودی در همراهی با ارکستر که می‌تواند اجراکننده خطی متفاوت از حرکت ملودی باشد. این اندیشه موجب می‌شود که تمبک در فرآیند پلی‌فنی سازهای ایرانی نیز حرکتی در حد امکانات تمبک داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/Rajabi/rajabi-duet1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3 - دونوازی تمبک اخیر، در روزهای پایانی سال گذشته در شهرکرد و  تالار رودکی اجرا شد. در این دو نوازی از ریتم‌های 4 / 2 و 8 / 7 و 4 / 5 و 8 / 6 و 4 / 6 و ...  استفاده شد که حدود 20 دقیقه طول کشید و آنچه بیش از هرچیز به چشم می‌آمد مجزا بودن قطعات هر نوازنده در قسمت‌هایی که با هم نواخته می‌شد و در عین ظرافت، تلفیق قطعات قطعات با هم بود. در برخی قطعات لنگ مانند 4 / 5 و 8 / 7 گاهی مطالبی توسط رضا خراشادی اجرا می‌شد که رجبی همزمان قطعاتی از جمله در قفس، اتل متل و ... روی چوب و یا پوست تمبک می‌نواخت. یا گاهی همزمان با ریتم 4 / 5 ریتم 8 / 10 نواخته می‌شد که بسیار تکنیکی و دشوار می‌نمود. در بخش‌های تکنوازی رجبی، قطعات ساخته خودش و گاه تجسم ملودی و اشعار فوکلور دیده و شنیده می‌شد. نوازنده دوم (رضا خراشادی) نیز قطعاتی از خود که تجسم ملودی «سلام صبحگاهی» در آن چشم می‌خورد را اجرا می‌کرد و قطعاتی ار رجبی را نیز در تکنوازی خود می‌گنجاند. کوتاه بودن تکنوازی‌ها و نبود حرکات نمایشی زائد، دیگر ویژگی این دونوازی بود. در واقع می‌توان اصل این اجرا را ساخته رجبی و بازسازی و پرداخته رضا خراشادی دانست. اجرایی که از سطح تکنیکی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود.&lt;BR&gt;4 - این اجرا نشان داد که نه تنها تمبک در هموازی با ساز ملودیک و ارکستر، می‌تواند تجسم‌کننده ملودی که مانند یک ساز در ارکستر، مجری خطی متفاوت در ارکستر باشد. این تفکر زمانی عرضه می‌شود که ارکسترهای ایرانی بسیار مستعد یونیسون‌نوازی / یک‌صدایی شده‌اند. در همین راستا، خبر بسیار مسرت‌بخش دیگر؛ تنظیم قطعاتی برای کوارتت تمبک، توسط جمعی از شاگردان مکتب رجبی است که واریسیون‌هایی براساس قطعات تأثیرگذار تاریخ موسیقی ایرانی، از جمله جنگ و صلح، سلام صبحگاهی و ... است. در این کوارتت‌ها که نگارنده از نزدیک در فرآنید شکل‌گیری آن بودم. نوازندگان قطعه، هر کدام مجری خطی متناسب با فرآیند حرکت ملودی، هستند. این دست کارها نه تنها در ارتقای تکنیک نوازندگان تمبک که در نشان دادن امکانات این ساز تأثیرگذار است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/Rajabi/rajabi-duet2.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;5 - نکته‌ای که متأسفانه جامعه مطبوعاتی ما در حوزه موسیقی از آن غافلند، بی‌خبری محض از این دست کوشش‌ها و تحولات در موسیقی است. در حالی که به محض شنیدن یک خبر از فعالیت‌های نیمه استاد شجریان جامعه مطبوعاتی و خانه موسیقی ماه‌ها وقت خود را روی حواشی این جریان می‌گذارنند. بجاست که موسیقی نگاران ما به این جوانب تأثیرگذار در موسیقی ما نگاه جدی‌تری داشته باشند. از این جرکت مهم، تنها یک گزارش در وبلاگی عرضه شد که متأسفانه گزارش‌دهندگان آن بدون هیچ معیار و دلیلی، این اجرا را بدترین اجرا از این قطعه دانستند و طبق معمول به طرح حواشی شخصی بهمن رجبی و کنسرت پرداختند! در حالی‌که این اجرا نقطه عطفی در تاریخ تمبک‌نوازی ما محسوب می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#cc9933&gt;&lt;STRONG&gt;»&lt;FONT color=#cc6600&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;در قسمت &quot;موسیقی زمینه&quot; می‌توانید قطعه‌ی &quot;پنج‌ضربی کلاسیک با ترکیبات معکوس&quot; از آلبوم &quot;گفت‌وگوی چپ و راست&quot; را بشنوید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#cc9933&gt;»&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;در همین زمینه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;-  &lt;A href=&quot;http://www.tahrir.blogfa.com/post-178.aspx&quot;&gt;درباره بهمن رجبي و خلق و خويش&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;-  &lt;A href=&quot;http://www.tahrir.blogfa.com/post-141.aspx&quot;&gt;گفتگویی از جنس تنبک&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1385/851002/html/mehr.htm&quot;&gt;درباره بهمن رجبى؛ تكروى با استقامت!&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.navidi.ir/post-199.aspx&quot;&gt;برای بهمن رجبی، مردی که نمی‌شناسیم‎اش&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;- &lt;A href=&quot;http://nasehpour.blogfa.com/post-319.aspx&quot;&gt;پايگاه اينترنتي بهمن رجبي آنلاين شد&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Apr 2009 13:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت‌وگو با آهنگساز گلهایی؛ مزدا انصاری</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666 size=3 face=Arial&gt;گفت‌وگو با آهنگساز گلهایی مزدا انصاری&lt;SUP&gt;۱&lt;/SUP&gt; &lt;BR&gt;به بهانه انتشار دو اثر به خوانندگی کاوه دیلمی و محمدرضا شجریان  &lt;BR&gt;آثار گل‌هایی گنجینه‌ هستند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/More/mazda-ansari1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«مزدا انصاری» را از سال‌ها پیش می‌شناسم. از معدود آهنگسازان موسیقی است که به رپرتوار موسیقی ایرانی آشنایی کامل دارد. رپرتوار موسیقی ایرانی نه تنها برای وی نوستالوژی که ضرورتی برای، آشنایی و آشتی مردم با موسیقی محسوب می‌شود. ضمن این‌که ساخته‌های وی هم القاکننده همان هوای گذشته به ویژه آثار شاخص گلهایی است. به ویژه از معدود جوانان جویایی بود که همواره از عمده بازمندگان جریان گلها نکته می‌آموخت. شاگرد جواد معروفی، عبدالعلی وزیری و ... بود. همان زمان جواد معروفی به وی گفته بود؛ برای اینکه با آواز و جواب آواز بیشتر آشنا شوی بهتر است که نزد یک خواننده اسم و رسم‌دار بروی که آن زمان معروفی، کاوه دیلمی را به وی معرفی می‌کند. خواننده‌ای که همان زمان یعنی قریب به 20 سال پیش خوش درخشید اما دولت مستعجل بود. پس از انتشار چهار آلبوم فاخر از موسیقی کناره گرفت. مزدا انصاری پس از این سال‌ها کاوه دیلمی این خواننده خوش صدا و خوش تکنیک را با نخستین اثر خود به نام «مرغ حق» احیا کرد. از سویی دیگر انصاری، قرار است که اثری را با صبغه گلهایی به نام آه باران به خوانندگی محمدرضا شجریان عرضه کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;جناب انصاری جناب‌عالی ضمن اینکه خود فعالیت‌هایی در عرصه آهنگسازی دارید، اما زمینه کاریتان عمدتاً بازسازی آثار گذشته ما با صبغه گلهایی است!&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;- درست است. اول باید بگویم که این آثار به نوعی جنبه نوستالژیک دارند. به عنوان نوعی یادآوری آثار بزرگان است که اجرای مجدد آن به نوعی فراموش نشدن آثار انان محسوب می‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;البته خود این آثار پیشتر توسط آهنگسازان گلهایی و عمدتاً توسط عبدالعلی وزیری، بنان و .. خوانده شده است. منظور ضرورت بازسازی است!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;- درست است، این آثار وجود دارند، اما از سویی همه مردم به این آثار دسترسی ندارند. به ویزه در نسل جدید که این خلأ دیده می‌شود. این کارها باعث میشود که این آثار فراموش نشوند و به نوعی حفظ شوند و مردم ما یک ارتباطی با موسیقی معاصر و آثار اساتیدمان داشته باشند. ضمن اینکه زیبایی این آثار، آهنگسازی مانند من را به سمت اجرای معاصر آنان میکشاند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;یعنی این آثار به نوعی اجرایی معاصرتر است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- بله! این آثار عمدتا با حال و هوای امروزی‌تری بازسازی و اجرا شده، که مردم ارتباط بیشتری با آن برقرار کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;احساس نمی‌کنید که آثار گذشتگان بسیار جذابتر است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;- بله. ما یک گنجینه‌ای از ملودی در تصانیفمان داریم که شاید اگر نسل ما بخواهند این کارها را انجام بدهند این توانایی را نداشته باشند و چه بهتر اینکه ما از این گنجینه استفاده کنیم و آنها را بازسازی کنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;STRONG&gt;در آلبوم مرغ حق، آثاری ار حسین یاحقی، مرتضی محجوبی و موسی معرفی عرضه شده. درباره سبک بازسای این آثار بفرمایید. خوب قبلاً اقای خالقی و جواد معروفی این آثار را تنظیم کردند. شما چه تغییراتی در نوع بازسازی آنها دادید؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;- در قطعه موسی معرفی که به عبارتی پدر استاد من جواد معروفی هستند، یعنی مرغ حرق من تا جایی که توانستم حفظ امانت کردم. یعنی حتی در ارکستراسیون آن سعی کردم تغییراتی ایجاد نکنم. تقریباً نود درصد آن همانی است که در اصل اجرا آن موجود است. فقط از لحاظ رنگ‌آمیزی و هارمونی که به کار بردم کمی از ابتکارات خودم استفاده کردم. خود سازها تغییر نکردند، فقط نگارش سازها تغییر کرده-اند. اما در قطعه بی‌خبر اثری از حسین یاحقی، چون این قطعه پیشتر توسط عبدالعلی وزیری خوانده شده، با توجه به اینکه عبدالعلی وزیری هم آواز میخواند و هم تار میزد، من این قطعه را برای تار و ارکستر زهی تنظیم کردم که یک ادای دینی هم به استاد وزیری کرده باشم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 11:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه انتشار مجدد مجموعه «سارنگ»: ارکستر دلنواز ایرانی</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/More/sarang-delnavazi1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;فرید اسدی دهدزی:&lt;/STRONG&gt; «سارنگ» را باید برخواسته از دو سنت ارکسترال ایرانی دانست؛ یک سنت که مبدع آن حسین دهلوی (فعالیت‌های وی پیرامون ارکستر صبا) و سنت دیگر، ارکستر شماره دو فرهنگ و هنر به رهبری فرامز پایور. ارکستر صبا تقریباً نخستین تجربه جدی هارمونیزاسیون برای ارکستر ایرانی است. آرایش سازها در ارکستر صبا بسیار آگاهانه مبتنی بر چیدمان سازهای کلاسیک غربی (به ویژه سازهای زهی مانند ویلون و بادی مانند فلوت) در کنار چینش سازهای استاندارد مضرابی ایرانی مانند چهار – پنج تار و سنتور و در برخی مواقع یک تمبک بود. ساختار و بافتار این ارکستر، سال‌ها الگوی بسیاری از ارکسترهای ایرانی بود. ارکستر فرهنگ و هنر به رهبری فرامرز پایور هم تجربه‌ای ارکسترال صرفاً برای سازهای ایرانی (بدون استفاده از سازهای کلاسیک) بود. سازهای این ارکستر قریب به 10 ساز شامل چهار – پنج کمانچه و قیچک، نی، سنتور، تار، عود و تمبک بود. کیفیت صدایی این ارکستر با توجه به نگارش خطوط مختلف برای سازها، دارای حجم صوتی خاصی بود. البته این دو سنت قوی، رفته رفته رو به افول نهاد و عمده ارکسترها، مبتنی بر اندیشه‌های یک صدایی اداره شدند. اما مجموعه سارنگ را باید نقطعه عطفی در قلمرو ارکستراسیون سازهای ایرانی دانست. سارنگ ضمن تأثیرپذیری از آن دو سنت ذکر شده، خود دارای سبک و سیاق جدیدی در زمینه ارکستراسیون سازهای ایرانی محسوب می‌شود.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;دلنوازی در این اثر با آشنایی که نسبت به امکانات و قابلیت‌های سازهای ایرانی به ویژه تار، سنتور، نی، تارباس و کمانچه داشته، به خوبی توانسته ظرفیت‌های موجود در ارکستراسیون سازهای ایرانی را بیان دارد. اندیشه‌ای در موسیقی ما وجود دارد که به عنوان مثال معتقد به مجلسی بودن ساز کمانچه که تنها در زمان آواز و جواب آواز و فضای بداهه کارآیی دارد. در حالی‌که در این مجموعه نشان داده شده که کمانچه حتی در اوج کار ارکستر، نیز کارآیی دارد. استفاده از پوزیسیون‌های بالای کمانچه (تا جایی که یادآور صدادهی ویلون است) در فرازهای پایانی دو قطعه حاضرباش و نی و ارکستر یادآوری قابلیت‌های ارکسترال سازهای ایرانی است. &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Mar 2009 20:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشتی بر مقاله‌ی خواننده و خواننده سالاری</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.com/More/qmars-piraglu-khanande-saalaari.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم  چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز، و... کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم چرا که از یک طرف معضل &quot;نوگرایی&quot; که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند که استاد آنها را اجرا کنند، و از طرف دیگر جریان خواننــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای &lt;A href=&quot;http://www.javaherimusic.com/&quot; target=_blank&gt;علیرضا جواهری {+}&lt;/A&gt;  بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان‌ها توانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.  دنیای موسیقی غرب هم متاسفانه سال‌ه‍است دچار معضل نوگرایی شده و امروزه میبینیم که موسیقی عصر حاضر (contemporary music) به چه ناکجا آبادی رسیده که نه راه پیش دارد و نه راه پس و به هیچ وجه در بین مردم جایگاهی پیدا نکرده و نخواهد هم کرد.&lt;BR&gt;آقای جواهری را از میشود از روی عملکرد ایشان قضاوت کرد و به هیچ وجه احتیاج به معرفی ندارند. بعضی از دوستان کم لطفی فرموده و میگویند که نام ایشان را تا حالا نشنیده اند. اگر به کارهای منتشر شده اساتید گرانقدر  پرویز مشکاتیان، رضا شفیعیان، میلاد کیایی و ... توجه کنید و اگر کمی انصاف داشته باشیم و بدور از تعصب، متوجه حجم کارهای انجام شده توسط آقای جواهری و اینکه این آثار چقدر احتیاج به زحمت و ممارست دارد که پا به عرصه وجود بگذارد، می‌شویم. &lt;BR&gt;اگر هم اهل موسیقی علمی نباشیم هرگز پی به ارزش کار ایشان نخواهیم برد . کارهای اجرایی و فعالیتهای موسیقیایی ایشان در اشاعه و معرفی موسیقی ایرانی ، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (که بنده از نزدیک شاهد آن بوده و هستم) هم دیگر بحثی را باقی نمیگذارد . در ضمن این مسـأله را هم باید در نظر داشت آقای جواهری جوان فعالی هستند که با وجود کمی سن تا بحال فعالیتهای چشمگیری داشته اند و لطفاً اجازه دهیم آینده  و تاریخ روی این مساله قضاوت کند که ایشان چه آثار با ارزشی را بر گنجینه موسیقی ایرانی افزوده اند .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 09:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آوای ماندگار ایرج</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/avaye-iraj-01.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آواز ایرانی را فراوان خوانده اند
و شنیده ایم؛ از دو پهلوان و سیّدِ آوازخوانان ایران «سید احمد سارنگ
ساوه‌ای» و «سیدحسین طاهرزاده» گرفته تا جوانان نسل امروز «علیرضا
قربانی»، «همایون شجریان»، «مرتضی (بامداد) فلاحتی» و دیگران. منتهای
مراتب آنچه مسلم است این است که هر کدام از این آوازها ـ هر چند که در
مواردی تقلید از یکدیگر باشد ـ دارای یک وجه منفرد و متمایز می باشد که
آن، برخاسته از سوز نهفته و صافی درون هر یک از این هنرمندان است که به
آوازهای شان رنگ و بویی دگر می‌بخشد. این مساله‌ی بس مهم، همان چیزی است
که تا بحال کمتر بدان توجه شده و به همین دلیل هم برخی منتقدین در
تحلیل‌هایشان همه را به یک چوب رانده و با پُتکِ «انتقاد از تقلید»، بر
تمامیت آثار این دسته از هنرمندان ضربت تخریب را ـ البته بزعم خودشان ـ می
کوبند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما یکی از هنرمندان شهیر وادی آواز در
ایران، جناب حسین خواجه امیری (معروف به ایرج) می‌باشد. نگارنده در این
مجال به زندگانی شخصی و روند فراگیری آقای خواجه امیری در نزد اساتید
گذشته و مسایلی از این دست نمی پردازم ، چرا که تا بحال مصاحبه‌ای رسمی و
مستند از این آواز خوان معروف و بی ادعا ثبت نگردیده است (یا بنده به آن
دست نیافته‌ام)، و معدود نوشته‌های پراکنده در جراید و کتب را هم نمی‌توان
منبعی متقن و کامل در این زمینه دانست. اما آنچه را که اکنون می توان با
خیالی آسوده به آن پرداخت، آوای ماندگار ایرج است و بس. آوازی که روایت گر
صافی و سوز درون این خواننده می باشد. &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برخی
ایرج را فقط با ترانه های او در فیلم های سه چهار دهه‌ی گذشته شناخته اند؛
در صورتی که وی آوازهایی اصیل و جدی را نیز در برنامه های رادیویی اجرا
نموده است؛ آوازهایی که در حد خویش مسقط‌الراسی در پهنه‌ی بهره‌گیری و
استفاضه‌ی طالبان نسل بعدی بوده و می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;متاسفانه، امروز غلبه‌ی «تفکر
کلیشه ای» تا بدان حد است که برخی قلم بدستان و راهیان بظاهر متفکر، به هر
بهانه‌ای و بی توجه به تقوای نوشتاری و مقام مقدس «قلم»، مثلاً  در اعتراض
به گران بودن بلیط فلان کنسرت یک استاد یا لغزشی هنری در دوران جوانی یک
هنرمند، تمام ابعاد فکری، هنری، عقیدتی و حتی زندگی شخصی او را زیر سوال
برده و آماج افترا قرار می دهند.&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و این در حالی است که حتی بفرض
وارد دانستن این قبیل اعتراض ها، نه می توان و نه منطقی است که یک هنرمند
را موجودی اهورایی و صد در صد مبرّا از «سعی و لغزش» بدانیم یا متوقع
باشیم که وی از بستر و مسیری که هم خود و هم هنرش در پس گذر زمان و اوج و
حضیض های زندگانی اش، در آن تکوین می یابد و بالنده می شود؛ از این روند
فاصله گرفته و آنگونه حرکت کند که باب میل ماست!&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;خوشتر است که دیگر عنان بحث را به
غایت اصلی اش بگردانیم که «از هرچه بگذریم نام دوست خوشتر است». در اینجا
با اشارتی شاگردوارانه به چند اجرا از آوازهای استاد خواجه امیری، نه به
قصد تحلیل  بل به نیت یاد نمودن، صرفاً ادای احترامی به این وجهه از آثار
هنری ایشان می نماییم.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 28 Jan 2009 05:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقدمه‌ای بر تصنیف دوره مشروطه</title>
<link>http://tahrir.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://tahrirblog.persiangig.ir/More/Mashroote-01.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;[ این رساله نسخه تکامل‌یافته مقاله‌ای با همین عنوان در شماره 18 مجله گزارش موسیقی است ]&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#ffffff&quot; style=&quot;background-color: rgb(117, 0, 0);&quot;&gt;  . پیـــش از درآمـــد .  &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;یکی از مهم­ترین مباحث در حوزه مشروطه­ شناسی، قلمرو &lt;em&gt;تصنیف&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تصنیف­ سازی&lt;/em&gt;
است. تصنیف و تصنیف­ سازی در عهد مشروطه، مبحثی است که هم توسط دست­
اندرکاران حوزه موسیقی، مغفول مانده و هم دور از چشمان تاریخ­ نگاران
مشروطه بوده است. شاید نظری بدیع بنماید؛ اما در حال حاضر، یکی از
ضرورت­های بنیادین حوزه مشروطه­ شناسی، &lt;em&gt;واکاوی تصنیف در عهد مشروطه&lt;/em&gt;
است. در کنار این واکاوی، به افق­ هایی در قلمرو تاریخ اندیشه مشروطه، بر
می­خوریم که کمتر در پی بررسی دیگر حوزه­ ها، به آن برخوردیم. جای بسی
تعجب است که در این سالیان که به جشنواره سده مشروطه نشسته­ ایم، یکی از
مهم­ترین منابع و مبادی مشروطه، یعنی بحث موسیقی، تصنیف و ... غائب است.
در سمیناری که با حضور صاحب­نظران درجه یک مشروطه در لندن (ژوئیه 2006)،
با عنوان سده انقلاب مشروطیت ایران برگزار شد. سفیر موسیقی­ پژوه کشور ما،
بدون اشاره به ابعاد تأثیرگذار و تأثیرپذیر موسیقی در عهد مشروطه، فیلمی
درباره «قمرالملوک وزیری»&lt;a name=&quot;_ednref1&quot;&gt;[i]&lt;/a&gt; را برای
اندیشمندان تاریخ فکر ایرانی، به ارمغان می­ آورد؛ «تو چه ارمغانی آری که
به دوستان فرستی!». معلوم نیست که پدیده قمر که به بیست سال بعد از مشروطه
برمی­ گردد، چه نسبتی با موضوع مشروطیت دارد! بحرانی که در موسیقی ما
این­جا خود را نمایان می­ سازد، فقدان &lt;em&gt;روشنفکری در قلمرو موسیقی&lt;/em&gt;
است. وقتی شبه­ روشنفکران ما با مفاهیم ابتدایی تاریخ تفکر ایرانی بیگانه
هستند، طبیعی است انتظار روشنگری از آنان در حوزه موسیقی بی­جا است. یکی
از نویسندگان خوش­نام موسیقی ما «آروین صداقت­ کیش» که صبغ ه­ای روشنفکری
هم دارد، در مقاله­ ای با عنوان «کنکاشی در موسیقی عصر مشروطه» چنین می­
نگرد: «در برهه‌هایی مانند انقلاب مشروطه که همه‌ اندیشمندان مجبور به
موضع‌‌گیری در برابر دگرگونی شدند، موسیقی و موسیقی‌دان ابزار لازم برای
این کار را در حوزه‌ فرهنگی خود نمی‌یافت و به همین دلیل ممکن است، به
وسیله‌ شنوندگان درک نشود و خود و موسیقی‌اش در حاشیه قرار گیرد.» از قضا
موسیقی ما اگر در هیچ زمانی تأثیرگذاری جدی در فرآیند اجتماعی نداشت، در
دوره مشروطه یکی از ارکان اصلی گفتمان مشروطه محسوب می­ شده است. در واقع
مشروطه، درآمد دوران طلایی موسیقی ایرانی است. فقط موسیقی­­ شناسان این
دیار نیستند که به ظرفیت­ های موجود موسیقی در عهد مشروطه غافلند که
نظریه­ پردازان مشروطه در میان خیل عظیمی از ضرورت­ های اصلی مشروطه­
شناسی، به موسیقی و به ویژه مسئله تصنیف بی­ تفاوتند. در این­جا دو مجموعه
مهم در قلمرو شناخت و بزرگداشت مشروطه مورد استناد قرار می­گیرد که در هر
دو، هیچ سرفصلی برای بحث موسیقی و تصنیف اختصاص داده نشده است. «دکتر ناصر
تکمیل همایون» یکی از تاریخ­ شناسان معتبر تاریخ سده اخیر، در مجموعه­ دو
جلدی با عنوان «مشروطه­ خواهی ایرانیان» مجموعه­ دیدگاه­ های مختلف را در
شعبه­ های مختلف حوزه مشروطه، گردآوری کرده است. در این مجموعه حتی
نیم­خطی هم به مبحث موسیقی اشاره نشده است. اخیراً مجله روشنفکری «شهروند»
که دارای ستون ثابت موسیقی است و خود نگارنده در دوره­ای یکی از نویسندگان
بخش موسیقی آن بودم؛ مجموعه­ ای با حضور صاحب­ نظران بخش­های مختلف
مشروطه­ شناسی و حوزه­ های گوناگون فرهنگی منتشر کرد. نکته جالب این­که به
طور مثال به نقش نیم­ بند مشروطه در سینما اشاره شد، اما به موسیقی باز
توجهی نشد. درحالی­که مشروطه هیچ نقشی در فرآیند سینمای ایران نداشته است
- فرآیند سینمای ایران از پیش از مشروطه، به طور طبیعی رقم خورد. اما ما
تأثیر جدی مشروطه را در موسیقی به عینه می­ بینم. نه تنها تأثیر مشروطه در
موسیقی دیده که نقش موسیقی و به ویژه مؤلفه­ های تصانیف را در شکل­گیری
گفتمان مشروطیت می­ بینیم. ضمن این­که واکاوی فرآیند تطور موسیقی در عهد
مشروطه ما را به نقاط عطفی در زمینه تاریخ­ نگاری و تاریخ­ شناسی مشروطه
رهنمون می­سازد. «تصنیف» در واقع هسته اصلی موسیقی در عهد مشروطه محسوب
می­ شود. زیرا بسیاری از پیام­ ها و مفاهیم گفتمان مشروطه و سیر تطور
معناشناختی نمادهای مشروطیت و خود مشروطه را به راحتی می­ توان در ترانه،
تصنیف و مارش­ های (ابتدایی) آن زمان دید. در واقع &lt;em&gt;تصنیف&lt;/em&gt;
حدیث نفسی مشروطیت؛ که همانا قانون، اتحاد، ملی­ گرایی، عدالت، جامعه
مدنی، قانون­ خواهی و آزادی و آزادگی محسوب می­شود. عارف نقطه ثقل موسیقی
و تصنیف­ سازی در عهد مشروطه و به تعبیر نویسنده­ای «حنجره انقلاب مشروطه»&lt;a name=&quot;_ednref2&quot;&gt;[ii]&lt;/a&gt; محسوب می­ شود.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 12:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tahrir&amp;postid=194</comments>
<dc:creator>tahrir</dc:creator>
<guid>http://tahrir.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
